تفاوت میان توصیف مردم در روایات ائمه (ع) و بیانات رهبر انقلاب
نویسنده : ، موضوعات : فرهنگی دینی ، 1 هفته پیش ارسال شده

نقل قول نوشته اصلی توسط سید محمد صادق رضوی
نمایش پست ها
در میان نصوص دینی ما به صورت های مختلف به این نکته اشاره شده است که بیشترین مردمان اهل عقل و فهم و اندیشه نیستند. خداوند متعال در قرآن کریم مکرر به این امر تصریح نموده است:

وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُون‏؛ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُون‏؛ وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنين‏؛ وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ في‏ هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورا؛ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين‏؛ وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُون‏

همچنین در روایاتی اشاره شده است که بیشتر مردم به خصوص در آخر الزمان انسان های ناشایستی خواهند بود:

در روایتی از امام رضا علیه السلام چنین آمده است: «و الله لا يكون ما تمدون إليه أعينكم حتى تمحصوا و تميزوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأندر فالأندر.» به خدا قسم آنچه چشم به آن دوخته اید (امر ظهور) واقع نخواهد شد تا زمانی که آزمایش شوید و خوب از بد جدا شود و از شما نماند مگر اندک اندک. (غیبت نعمانی ۲۰۸)
در روایت دیگری از ابن ابی یعفور نقل شده که از امام صادق علیه السلام پرسید:
قلت جعلت فداك كم مع القائم من العرب قال نفر يسير قلت و الله إن من يصف هذا الأمر منهم لكثير قال لا بد للناس من أن يمحصوا و يميزوا و يغربلوا و يستخرج في الغربال خلق كثير.
یعنی: همراه امام زمان علیه السلام چند نفر از عرب هستند؟ حضرت پاسخ دادند: افراد کمی. گفتم: به خدا قسم تعداد زیادی از آن ها معتقد به این امر (تشیع) هستند! فرمود: مردم را چاره ای نباشد از این که پاکسازی و جداسازی و غربال شوند؛ و در این پاکسازی عده ی زیادی خارج خواهند شد. (کافی ۱/ ۳۷۰)

در حدیث دیگر از امام علیه السلام روایت شده که فرمود:
أما و الله يا أبا إسحاق ما يكون ذلك حتى‏ تميزوا و تمحصوا و حتى لا يبقى منكم إلا الأقل ثم صعر كفه. یعنی به خدای سوگند این امر واقع نخواهد شد مگر این که جداسازی و پاکسازی شوید و از شما نماند مگر مقدار کمی. سپس امام علیه السلام کف دست مبارک را -به نشانه کم بودن_ جمع کردند. (غیبت نعمانی ص ۲۰۸)

در روایات دیگری نیز امیر المؤمنین علیه السلام پیوسته از وضعیت مردم جامعه شکایت داشته اند؛ براي مثال در خطبه ۲۷ نهج البلاغه چنین عتاب تندی فرمودند: (البته در مصادر متعدد دیگر هم نقل شده است)
يا أشباه‏ الرجال‏ و لا رجال حلوم الأطفال و عقول ربات الحجال لوددت أني لم أركم و لم أعرفكم معرفة و الله جرت ندما و أعقبت سدما قاتلكم الله لقد ملأتم قلبي قيحا و شحنتم صدري غيظا و جرعتموني نغب التهمام أنفاسا و أفسدتم علي رأيي بالعصيان و الخذلان‏….
ویا در خطبه ۲۹ که آمده است :أيها الناس المجتمعة أبدانهم‏ المختلفة أهواؤهم كلامكم يوهي الصم الصلاب و فعلكم يطمع فيكم الأعداء
والبته فارغ از این روایات، میل مردم به دنیا و تعداد کم دینداران امری بدیهی است که بدون نیاز به آیه و روایت، به وضوح قابل درکست.

از سوی دیگر می بینیم به صورت گسترده در کلمات بنیانگذار انقلاب و رهبر از ملت شریف ایران تقدیر و تشکر شده است
تا جایی که ملت ایران از ملت صدر اسلام برتر دانسته شده اند
در سخنان رهبر به وفور دیده می شود که مردم ایران را به ملت آگاه، مؤمن، مبارز و… توصیف نموده است.

حال سؤال اینجاست که آیا مردم ایران از این قاعده کلی که در روایات هم بیان شده و به روشنی قابل درکست مستثنی هستند؟ که البته این با روایات قابل جمع نیست زیرا روایات بر این مطلب تصریح دارد که عده ی زیادی از شیعیان از مذهب خارج می شوند و تنها تعداد کمی می مانند. وشکی نیست که هم اکنون بیشترین جمعیت شیعیان در ایران واقع شده است.

سلام و تشکر

در پاسخ به اشکال مطروحه نکاتی را تقدیم می کنیم:

اولاً این قبیل روایات در مقام بیان اقتضا و شرایط آخر الزمان است که در آن شرایط بدلیل هجوم همه جانبه شیاطین جنی و انسی و سامری ها، حفظ دیانت و امر دینداری بسا صعب و سخت می شود اما به این معنا نیست که نفس اختیار و اراده جامعه اسلامی و مسلمانان از ایشان سلب می شود و اهل ایمان، در برابر جریانات انحرافی و شبکه های گمراه، کاری نمی توانند بکنند! بلکه مردم می توانند با اختیار خود در تبعیت از رهبری آگاه و سلیم القلب، در برابر هجوم شبهات و انحرافات راه سلامت و هدایت را بپیمایند. هر چند این امر در آن شرایط و اقتضا سخت و دشوار باشد.

ثانیاً در این روایات بصورت کلی به مفهوم اکثریت و اقلیت اشاره شده و هیچ آمار و اعداد مشخصی داده نشده فلذا مصداق عددی روشن نیست اینکه این اقلیتی که باقی می مانند به نسبت جمعیت کل و اکثریت مسلمانان و شیعیان چه تعدادی هست؟ هزار نفر، ده هزار نفر، صدهزارنفر … فلذا بر عالمان دینی و فقها و مبلغان شریعت و حکومت دینی و اسلامی است که در برابر هجمه همه جانبه اربابان گمراهی تلاش خود را از طرق و روشهای تبلیغی، تربیتی و … برای حفظ اعتقاد و دیانت مردم آخرالزمان (هر قدر بتوانند به تعداد هدایت یافتگان بیفزایند) بکار بگیرند و از هیچ تلاشی برای مبارزه با جریانات انحرافی و کج اندیشانه آخرالزمان دریغ نکنند نه اینکه بنا به آنچه در مقتضیات روایات پیش بینی شده طریق سستی و فشلی و بی عزمی و بی همتی را در پیش گرفته و به عبارتی تسلیم اقتضائات و شرایط زمانه گردند.

ثالثاً اینکه در روایات گفته شده آخرالزمان بصورت مصداقی زمانی برای این امر مشخصاً بیان نشده است و معلوم است که این اصطلاح دارای مراتب تشکیکی است که شرایط و اقتضائاتی که در روایات اشاره شده به مقطعی خاص از آخرالزمان (آستانه ظهور) اشعار دارد نه به کل دوران آخرالزمان! زیرا اصطلاح آخرالزمان بطور عام در باره امت پیامبر خاتم (ص) از آغاز بعثت ایشان (ص) تا تحقق ظهور بکار رفته است بطور خاص به دوران پس از غیبت امام عصر (عجل الله فرجه) اشاره دارد. از این جهت، معلوم نیست شرایط کنونی کشور ما و وضعیت فعلی شیعیان مقصود روایاتی باشد که به آنها اشاره شد چه بسا هنوز تا رسیدن به آن مقطع (آستانه ظهور) راه درازی در پیش داشته باشیم.

رابعاً اینکه روایات دینی چه وضعیتی را برای عاقبت مردم و شیعیان در آخرالزمان پیش بینی کرده اند موجب نمی شود که تکلیف و مسئولیت تلاش و کوشش عالمان دینی و فقها و مبلغان و خواص و از جمله رهبری جامعه اسلامی از دوش ایشان ساقط شود بلکه هشداری است تا دامنه اهتمام و تلاش ایشان گسترده تر بشود اگر قرار بر این بود که با توجه به این اخبار و گزارشات امر تبلیغ دین و دعوت مردم به هدایت تعطیل شود می بایست امامان معصوم (علیهم السلام) که در مقاطع مختلف می دانستند این مردم (اکثریت) از همراهی ایشان و دین حقه دست شسته و از طواغیت زمان حمایت می کنند باید از هدایت و دعوت ایشان ایشان به سبیل و صراط حق منصرف و ناامید می شدند در حالیکه تاریخ خلاف این مطلب را گواهی می دهد.

خامساً در نقطه مقابل این دسته از روایات دینی که به شرایط دشوار هدایت و گسترش گمراهی (هدایت اقلیت و گمراهی اکثریت) اشاره دارند روایاتی هستند که پرده از فضیلت و برتری دینداران و هدایت یافتگان در امت آخرالزمان بر می دارند. بعنوان نمونه:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: يا علىّ ! عجيب‏ترين مردم از جهت ايمان، و عظيم ترين ايشان از جهت يقين گروهى هستند كه در آخر الزمان زيست مي‌كنند، زيرا ايشان به ديدار پيامبر نرسیده اند، و حجّت از ايشان غائب است، ولى ايشان به نوشته ‏اى(كتاب‌هاي روايات معصومين) ايمان آورده‏ اند. (۱)

نیز ابو بصير و او از امام محمد باقر عليه السّلام‏ روايت نموده كه: پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله روزى در جمعى از اصحاب خود دو بار فرمود: خداوندا! برادران مرا به من بنمايان. اصحاب عرض كردند: يا رسول اللَّه! مگر ما برادران شما نيستيم؟ فرمود: نه! شما اصحاب من مي باشيد، برادران من مردمى در آخر الزمان هستند كه به من ايمان مى‏ آورند، با اين كه مرا نديده ‏اند. خداوند آنها را با نام و نام پدرانشان، پيش از آن كه از صلب پدران و رحم مادرانشان بيرون بيايند، به من شناسانده است. ثابت ماندن يكى از آنها بر دين خود، از صاف كردن درخت خاردار (قتاد) با دست در شب ظلمانى، دشوارتر است. و يا مانند كسى است كه پاره ‏اى از آتش چوب درخت «غضا» را در دست نگاه دارد. آنها چراغ هاى شب تار مي باشند، پروردگار آنان را از هر فتنه تيره و تارى نجات مي دهد.(۲)

همچنین از امام چهارم عليه السلام‌ راجع به‌ توحيد پرسش شد،فرمود: خداى عزّوجلّ دانست كه در آخر الزمان مردمى محقِّق و موشكاف آيند.از اين رو سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و آيات سوره حديد را كه آخرش «وَ هُوَ عَلِيمٌ‏ بِذَاتِ الصُّدُورِ» است نازل فرمود، پس هر كه براى خداشناسى غير از اين جويد هلاك است.(۳)

این قبیل روایات نیز در مقام بیان اقتضا و شرایط مثبت در باره اهل ایمان و جامعه ی دینداران آخرالزمان است که شرایط هدایت یابی بدلیل بلوغ و نبوغ و تحقیق و موشکافی امت آخرالزمان فراهم است فلذا همین مسأله تکلیف عالمان و مبلغان دینی و حکومت اسلامی و رهبران و خواص جامعه اسلامی را برای تبیین و تبلیغ و تزریق انوار هدایت الهی در دلهای آماده و مستعد مردم آخرالزمان و مبارزه با جریانات مسموم و گمراه دشمنان دین و ملت و سامری های زمین و زمان بسا سنگین تر می کند.

از این رو بنا به آنچه گفتیم و بر اساس رسالتی که عالمان دینی و رهبری جامعه اسلامی دارد انگشت نهادن ایشان بر نقاط مثبت جامعه اسلامی و شیعی و تلاش برای تحریک و تهییج مؤمنان به بالا بردن آگاهی ها، حفظ ارزشها و اقبال بیشتر به دین و معنویت و دعوت ایشان برای مقابله با جریانات انحرافی و گمراه از سنخ و جنس رویکردهای تبلیغی و تربیتی است چنانکه در بیان جناب شروحیل اشارت شد.

در نتیجه هیچگونه تعارض و پارادوکسی بین آنچه در روایات مورد اشاره شما آمده و بیانات رهبران جمهوری اسلامی ایران مشهود نیست بلکه اتفاقا این همانی دارند.

موفق باشید …

پی نوشت________________________________________
۱٫ من لا يحضره الفقيه ، شيخ صدوق(۳۸۱ هق ) ، ج ۴ ، ص ۳۶۶ .
۲٫ بحار الأنوار ، علامه مجلسي ، ج ۵۲ ، ص ۱۲۴٫
۳٫ توحيد صدوق، ص ۲۸۳، باب۴۰، باب أدنى ما يجزئ من معرفة التوحيد.







تمامی حقوق مطالب برای وبسایت فرهنگ و اندیشه دینی محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس